عاشق شیدایی
عاشقانه
جدایی
تو امشب جام می را در کنارم نه
و بگذارم
دمی در خلوت بی انتهای شب
میان بازوان خسته فکرم
یادت را
در تنگ جای خاطره
بفشارم
من امشب
آخرین شعر جدایی را
بدون وزن و آهنگی
که در قاموس اشعار است
و تنها وزن آن
سنگینی پلکان چشمانم
نثار دستهایت می کنم
قلم چون مست
چون مست باده خورده
به روی کاغذ بی نقش
و با ترکیبی از رنگ فراق و وصل
جدایی را
تجسم می کند امشب
نگاشته شده در پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت
11:15 یادگاری از alisantuori| |
